روزشمار عملیات های دفاع مقدس

نوار زمان هشت سال جنگ تحمیلی

کد خبر : 54074
تاریخ خبر : 1402/02/30-16:44
تاریخ به روز رسانی : 1402/02/30-16:45
تعداد بازدید : 368
نسخه قابل چاپ

تأثیر انقلاب اسلامی بر ارتش ایران

مولف
دونالد زاچرل
مترجم
عسکر قهرمان پور
مالک
مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس
موضوع
جامعه شناسی و روانشناسی جنگ
زبان
فارسی
شماره
شماره سی و سه ؛ سال نهم
شابک
ندارد
تاریخ انتشار
۳۱ مرداد ۱۳۸۹
محل انتشار
مجله نگین ایران
ناشر
مجله نگین ایران

تأثیر انقلاب اسلامی بر ارتش ایران
چکیده

هشت سال دفاع مقدس در برابر حزب بعث عراق از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است، در این میان، تحلیل گران غربی نیز از منظر خود آن را بررسی کرده اند که به نوبه خود درخور تأمل است. با گذشت سال های طولانی از پایان این جنگ، بی گمان بازخوانی و تحلیل دوباره پرونده جنگ عراق علیه ایران می تواند بسیاری از زوایای فراموش شده آن را خاطر نشان سازد. مقاله حاضر که برگردانی از نگاه غربی به این جنگ است، می تواند به لحاظ روش شناختی برای بسیاری از تصمیم گیران حوزه مطالعات جنگ سودمند باشد. این مقاله تلاش دارد ویژگی های مقاومت ارتش جمهوری اسلامی را در طول جنگ تحمیلی مورد بررسی قرار دهد. مقاله حاضر از آن جهت که توسط یکی از افسران امریکایی و در دانشکده های نظامی آن کشور تألیف شده، سطح آشنایی کارشناسان نظامی امریکا را نسبت به تحولات ایران نشان می دهد. این آشنایی هرچند در برخی از جنبه ها سطحی و دور از واقعیت است اما در برخی زمینه ها عمیق و در خور توجه است. این مقاله هم زمان با دوره جنگ تحمیلی عراق علیه ا یران در سال 1986 (1365) و در شرایطی که هنوز جنگ ادامه داشت، تألیف شده است. مقاله حاضر هر چند رویکرد متفاوتی به جنگ عراق با ایران دارد و حاوی نکات مفیدی درباره تحولا ت ارتش پس از انقلا ب است اما با وجود این، نویسنده در تحلیل تحولا ت جبهه های جنگ بعضاً دچار اشتباه شده است. همچنین نویسنده از نقش سپاه پاسداران و بسیج در جریان عملیات ها'>عملیات های آزادسازی غافل شده است. درج این مقاله با هدف آگاهی خوانندگان فصلنامه با سطح تحلیل نویسندگان خارجی نسبت به جنگ عراق علیه ایران صورت گرفته و لزوماً به معنی پذیرش دیدگاه های نویسنده نمی باشد.

واژه های کلیدی: جنگ ایران و عراق، ارتش جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی، تجهیزات نظامی، آمریکا، مستشاران نظامی، رژیم پهلوی

تأثیر انقلاب اسلامی بر ارتش ایران

دونالد زاچرل*

مترجم: عسکر قهرمان پور**



چکیده

هشت سال دفاع مقدس در برابر حزب بعث عراق از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است، در این میان، تحلیل گران غربی نیز از منظر خود آن را بررسی کرده اند که به نوبه خود درخور تأمل است. با گذشت سال های طولانی از پایان این جنگ، بی گمان بازخوانی و تحلیل دوباره پرونده جنگ عراق علیه ایران می تواند بسیاری از زوایای فراموش شده آن را خاطر نشان سازد. مقاله حاضر که برگردانی از نگاه غربی به این جنگ است، می تواند به لحاظ روش شناختی برای بسیاری از تصمیم گیران حوزه مطالعات جنگ سودمند باشد. این مقاله تلاش دارد ویژگی های مقاومت ارتش جمهوری اسلامی را در طول جنگ تحمیلی مورد بررسی قرار دهد. مقاله حاضر از آن جهت که توسط یکی از افسران امریکایی و در دانشکده های نظامی آن کشور تألیف شده، سطح آشنایی کارشناسان نظامی امریکا را نسبت به تحولات ایران نشان می دهد. این آشنایی هرچند در برخی از جنبه ها سطحی و دور از واقعیت است اما در برخی زمینه ها عمیق و در خور توجه است. این مقاله هم زمان با دوره جنگ تحمیلی عراق علیه ا یران در سال 1986 (1365) و در شرایطی که هنوز جنگ ادامه داشت، تألیف شده است. مقاله حاضر هر چند رویکرد متفاوتی به جنگ عراق با ایران دارد و حاوی نکات مفیدی درباره تحولا ت ارتش پس از انقلا ب است اما با وجود این، نویسنده در تحلیل تحولا ت جبهه های جنگ بعضاً دچار اشتباه شده است. همچنین نویسنده از نقش سپاه پاسداران و بسیج در جریان عملیات ها'>عملیات های آزادسازی غافل شده است. درج این مقاله با هدف آگاهی خوانندگان فصلنامه با سطح تحلیل نویسندگان خارجی نسبت به جنگ عراق علیه ایران صورت گرفته و لزوماً به معنی پذیرش دیدگاه های نویسنده نمی باشد.

واژه های کلیدی: جنگ ایران و عراق، ارتش جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی، تجهیزات نظامی، آمریکا، مستشاران نظامی، رژیم پهلوی

بخش اول: ارتش پسا انقلابی در جنگ ایران و عراق

بخش اول نوشتار حاضر به سه بخش تقسیم می شود:

1. نمای کلی راهبردی منازعه، رویدادها و عواملی که به جنگ می انجامد،

2. تحلیل سطح عملیاتی برخی اقدامات نظامی ایران،

3. نمای کلی و تحلیل عملکرد ارتش ایران.

هدف نوشتار حاضر تشریح این نکته است که عملکرد ارتش ایران در جنگ ایران و عراق نشان می دهد ارتش ایران به رغم سطوح پایین کیفیت و کمیت تجهیزات، به لحاظ قدرت مقاومت جنگی و نظامی، ارتش بسیار قدرتمندی است. این به این معنا است که انقلاب، دلیل بی واسطه ای برای تغییر در قدرت جنگی بوده است. البته در بخش بعدی مقاله، انقلاب و تأثیرات آن را بر ارتش تحلیل خواهیم کرد.



آغاز جنگ

تصمیم عراق برای راه اندازی جنگ علیه ایران با هدف بهره برداری از اوضاع بی ثبات داخلی ایران، به دست آوردن کنترل اروندرود (که تحت کنترل ایران بود و پیوند استراتژیک عراق با خلیج فارس محسوب می شد)، پافشاری بر سلطه اش در منطقه و شاید الحاق استان نفت خیز خوزستان به خاک کشورش صورت گرفت.(1) صدام همچنین تصور می کرد این جنگ باعث بی ثبات شدن جمهوری اسلامی ایران خواهد شد و به زودی به تهدید انقلاب اسلامی در سرتاسر جهان اسلام پایان خواهد داد. اگرچه شواهد مستقیمی وجود ندارد که نشان دهد عراق در این ماجراجویی مورد تشویق قرار گرفت، اما روشن است دیگر کشورهای عربی از تجاوز صدام به خاک ایران چشم پوشی کردند.(2)

عراق هدف مهم دیگری در این جنگ داشت و آن توسعه طلبی برای رهبری جهان عرب بود. بعد از توافق های کمپ دیوید، مصر در مقام رهبر پیشین کشورهای عرب، بدون تعیین یک جایگزین روشن برای رهبری اعراب، کنار گذاشته شد. لذا فرصتی برای صدام، رئیس جمهور عراق، فراهم شد که به نظر می رسد وی به راحتی از آن چشم پوشی نکرد: کشوری ضعیف، متخاصم، غیرعرب و نامحبوب در جهان عرب (ایران).

از سوی دیگر، منطقه تعیین شده توسط صدام برای حمله، بسیار آسیب پذیر بود. حداقل 40 درصد ساکنان خوزستان، که به عربستان نیز مشهور بود، عرب بودند و کارگران نفت نیز به تلاش های دولت برای نفوذ در عملیات میادین نفتی و پالایشگاه های این منطقه معترض بودند.(3) صدام به اهمیت عامل نژادی در بیانیه های عمومی اش پی برده بود، اما شاید در تأثیر آن بر پایه های ایدئولوژیکی غلو شده باشد.(4) منطقه خوزستان کاملاً شیعیه نشین بود اما اهمیت کمتری به آن داده می شد، چراکه تصور می رفت وفاداری قومی در آنجا غالب باشد. شاید دلایل چنین باوری این بود که مناطق مرزی عراق نیز شیعه نشین بودند وجزو آن دسته از نیروهای عراقی بودند که به جبهه آمده بودند. اگر وفاداری نژادی عامل و متغیر مهمی در عراق بود، ایدئولوژی نیز نشان داد که عامل و متغیر مهمی در خوزستان است.

در تحلیل نهایی، آرزوها و رویاهای صدام فراتر از فهم وی بودند. صدام نیز همچون بسیاری دیگر از دیکتاتورها که احساس تقدیر و سرنوشت، آنها را به ماجراجویی می کشاند، نمی توانست این فرصت طلایی را از دست بدهد.

ایران حتی قبل از انقلاب اسلامی، به لحاظ منطقه ای منزوی شده بود. استفاده ناشیانه و بی ثمرش از قدرت علیه شورشیان ظفار در عمّان و حمایت از شورشیان کرد علیه عراق و رویکرد پدرسالانه اش نسبت به خلیج فارس، عملاً خصومت بالقوه ای را در منطقه ایجاد کرد.

با وقوع انقلاب اسلامی، اوضاع ایران پیچیده تر شد. دانشجویان پیرو خط امام، سفارت آمریکا را اشغال کردند. نظام انقلابی ایران، مسلمانان جهان به ویژه مردم عراق را به انقلاب علیه رهبران فاسدشان فراخواند.(5) اوضاع زمانی بدتر شد که ایران اعلام کرد قصد دارد از نفت به عنوان ابزار امتیازگیری و ابزار نفوذ در سیاست خارجی اش استفاده کند و به این ترتیب خصومت منطقه ای و جهانی را علیه خود برانگیخت. با این وجود، جمهوری اسلامی ایران همچنان در اوپک باقی ماند و به سوریه، یمن جنوبی و لیبی در گروه <جبهه پایداری>1 ملحق شد.

درک نیت ایران پسا انقلابی در قبال عراق دشوار است. هرچند یک جنگ و یا درگیری مرزی کم شدت در سال گذشته روی داده بود، اما هیچ گونه درگیری بین نیروهای نظامی دو کشور به غیر از کشاکش نیروهای امنیت داخلی صورت نگرفته بود.

آیت ا... [امام] خمینی در بیانیه های تندی که صادر کرد شخص صدام را مورد خطاب قرار داد و او را <فرعون کوچک> نامید.(6) پس از سال 1982، ایشان همچنین در برابر رهبران کشورهای دیگری که مخالفش بودند از جمله رهبران سعودی، مواضع تندی را اتخاذ کرد.(7) چنین رهیافتی در سیاست خارجی بعدها طی تلاش برای مذاکره آتش بس بین ایران و عراق نمود پیدا کرد. ایشان تأکید داشت صدام قبل از آتش بس باید دادگاهی و به دارآویخته شود.



جغرافیای منطقه جنگی

مرز ایران و عراق در حدود 1500 کیلومتر از خلیج فارس در جنوب تا مرز مشترک ترکیه امتداد دارد. این مرز از زمین های باتلاقی ، مسطح ، بیابان ، کوه و زمین های بی آب و علف عبور می کند. در منطقه مرز جنوبی که بزرگ ترین درگیری ها اتفاق افتاد، دمای هوا از زیرصفر درجه در ژانویه تا 19 درجه در جولای در نوسان بود. میزان بارندگی در این منطقه در زمستان بسیار زیاد و سالانه حدود 20 اینچ بود. دجله و فرات که از عراق جاری می شدند و رودخانه کارون که از کوه های زاگرس ایران سرچشمه می گرفت اروندرود را تشکیل می دادند. سیلاب های مداوم این رودخانه ها باعث می شد پهنه وسیعی از باتلاق ها در مرز دو کشور تشکیل بشود. باران های فصلی می توانند تا 40درصد نوسان داشته باشند؛ اما بارش باران در سال 1980 به نحو غیرمعمولی بسیار شدید بود. میادین نفتی ایران در 50 تا 200 مایلی مرز شرقی در جنوب استان خوزستان قرار دارند؛ در حالی که میادین نفتی عراق در 100 تا 200 مایلی مرز شرقی در شمال استان کرکوک واقع شده اند.

در بخش های شمالی و مرکزی، رشته کوه زاگرس که تا مرز ایران امتداد پیدا می کند یک مانع صعب العبوری ایجاد می کند. خاک عراق از بخش مرکزی تا بغداد مسطح است، اما هر چه به ترکیه نزدیکتر می شود و در منطقه کردستان بیشتر کوهستانی است. این مناطق نسبتاً کم باران هستند، اما در ارتفاعات، دره ها و بیشه زارهایی وجود دارد و مناطق حاصلخیز و باران خیزی را از کرکوک تا مرز سوریه در غرب عراق می توان مشاهده کرد.(8)

اروندرود نقشی مهم در حوادث منتهی به جنگ ایفاء کرد. این رود، کانال پُر پیچ و خمی است که رودهای دجله، فرات و کارون را ترکیب می کند و مرز پایین تر بین عراق و ایران را تشکیل می دهد. عرض آن یک چهارم تا سه چهارم یک مایل است و اگر لایروبی نشود فوراً با گل و لای مسدود می شود.

به دست گرفتن کنترل اروندرود همواره مایه دشمنی بین دو کشور شده است. بحث و مناقشه بر سر این رود در سال 1914 آغاز شد. در معاهده 1914 که جزئیات آن در معاهده 1937 روشن شد، قسمت عمده اروندرود به عراق واگذار شد و سپس تحت کنترل بریتانیا درآمد. این امر به عراق امکان می داد تا عبور و مرور نفت کش های ایرانی را از پالایشگاه اصلی نفتی شان در آبادان به خلیج فارس به شدت محدود کند. ایران همچنان به استفاده از اروندرود ادامه می داد و در عین حال ساخت چندین خط لوله نفتی تا نقاط پایین تر خلیج فارس را طراحی کرد. در سال 1969، عراق به ایران اعلام کرد ممکن است مسیر کشتیرانی ایرانی ها را در اروند رود مسدود کند. در سال 1971، روابط دیپلماتیک دو کشور دچار تنش شد.

به استثنای آشتی و سازش موقتی در جریان جنگ 1973 اعراب و اسرائیل، تقابل نیروهای دو کشور در مرزها همچنان وجود داشت که منجر به چندین درگیری مرزی در سال 1974 و حمایت ایران از شورشیان کرد عراق شد. در سال 1975، معاهده ای تحت نظارت کشور الجزایر منعقد شد که اروندرود را براساس خط تالوگ تقسیم کرد و به حمایت ایران از کردهای عراق پایان داد.(9) مذاکره کننده عراقی، صدام بود که بعداً نخستین رئیس غیرنظامی دولت عراق و آغاز کننده جنگ ایران و عراق شد.

پس از انعقاد معاهده 1975، ایران و عراق هر دو به بهبود و ارتقای نیروهای نظامی شان پرداختند. عراق عمدتاً به خاطر عملکرد ضعیفش در جنگ 1973 اعراب و اسرائیل و ایران به عنوان بخشی از دستور کار امنیتی در حال ظهورش برای منطقه خلیج فارس، به این اقدام مبادرت کردند. تحلیل مبسوط مقایسه نیروهای دو طرف قبل از جنگ در زیر ارائه می شود.

به نظر می رسید قبل از آغاز جنگ، عراق در آستانه سلطه بر منطقه خلیج فارس قرار داشت. عراق دارای یک ارتش و نیروی هوایی مجهز، متحدانی قدرتمند و یک حکومت مرکزی به شدت متمرکز بود. به دنبال عملکرد ضعیف ارتش عراق در جنگ 1973 اعراب و اسراییل، ارتش این کشور برای ارتقای سطح توانمندیش، دستخوش بازنگری، سازماندهی مجدد و آموزش بهتر شد. تا سال 1980، ارتش عراق میزان نیروهایش را دو برابر کرد. تأکید ویژه در ارتش عراق بر نیروهای توپخانه ای مسلح و مجهز، واحدهای ضدتانک، واحدهای حمل و نقل و نیروی هوایی متمرکز بود. صدام، به عنوان یک فرد غیرنظامی که در سال 1979 از طریق منازعه داخلی طولانی با رهبران نظامی انقلابی به قدرت رسیده بود، کنترل خود را بر نیروهای نظامی تثبیت کرد.

حزب سکولار بعث به لطف درآمدهای نفتی به منافع کلانی دست پیدا کرد و استاندارد زندگی خود را بهبود بخشیده بود. از این گذشته، شوروی که از متحدان نظامی دیرین عراق بود از زمان ترور آل هاشم، پادشاه عراق، در سال 1958، تأمین تسلیحات این کشور را عهده دار شد. شوروی از درگیری عراق در جنگ های 1967 و 1973 با اسراییل کاملاً حمایت کرد و به لحاظ سیاسی متحد نزدیک حزب بعث و حامی اهداف کلی آن همچون پان عربیسم، سوسیالیسم، ضداستعمارگری و نابودی اسراییل بود.(10)

مقایسه دقیق نیروهای دو کشور همواره دشوار بوده است. این امر به ویژه در مورد ایران سال 1980، که در یک وضعیت آشوب قرار داشت و هر نوع تحقیقی را پذیرا نبود، صدق می کند. شاخص های استفاده شده در این تحقیق از موسسه مطالعات بین المللی و استراتژیک لندن گرفته شده اند. هرچند تعیین میزان اعتبار و تأیید این منابع دشوار است؛ اما با این وجود، آنها معتبرترین شاخص های در دسترس هستند. همان گونه که کلاوزویتز تصریح کرده، ابزارها عمدتاً مضمون شاخص ها هستند و به راحتی قابل اندازه گیری اند. قدرت اراده عراق (به زبان وان کرولد <قدرت جنگ>) پرسش اصلی نوشتار حاضر است.

جدول شماره یک، مولفه های تعیین شده برای مقایسه نیروهای دوطرف را در سال های 1982 - 1980 نشان می دهد.(11) این شاخص ها، دوره اول جنگ را پوشش می دهند که ما در تحلیل جنگ ایران و عراق بر آنها تمرکز خواهم کرد.

آنچه از جدول شماره یک می توان دریافت، این است که مشابهت ناهمگونی در میزان تجهیزات دو کشور در آغاز جنگ وجود داشته است. هرچند میزان تجهیزات ایران کاهش یافت و عراق در دو بخش مهم یعنی تانک ها و وسایل نقلیه جنگی مسلح، برتری چشمگیری داشت؛ اما برتری ایران در کشتی های جنگی (ناوشکن ها)، این امکان را برایش فراهم می کرد تا مانع فوری و دائمی برای مسیرهای انتقال دریایی نفت عراق ایجاد کند.

مقایسه کیفیت نیروهای دو کشور دشوارتر است. از آنجایی که به طور کلی عراق هزینه های کمتری برای سخت افزار نظامی صرف کرد، کیفیت تجهیزات و تسلیحات خریداری شده چه بسا پایین بوده باشد؛ اما هزینه های دفاعی را منابع (شوروی) و وام های دریافتی از دیگر کشورهای عرب (به ویژه عربستان سعودی طی جنگ) جبران کرد. بعد از اینکه جنگ آغاز شد، عراقی ها از کیفیت اسلحه و مهمات هوایی شوروی گله و شکایت کردند؛ اما شواهد نشان می دهد کیفیت خلبانان عراقی بیشتر در خور سرزنش بود. افزون بر این، برنامه لجستیکی ضعیف و غفلت بعد از انقلاب، کیفیت تجهیزات و تسلیحات ایرانی ها را به نحو چشمگیری کاهش داد. برای مثال، از زمان انقلاب اسلامی تقریباً 60 درصد نیروهای ارتش، خدمت را ترک کرده بودند و فقط 50 تا80 درصد هواپیماها در آغاز جنگ برای عملیات آماده بودند. زمانی هم که سفارت آمریکا تصرف شد، محال بود ایران بتواند حمایت لجستیکی زیادی از غرب دریافت کند تا ضعف کیفیت تجهیزات لجستیکی اش را جبران کند.

به نظر می رسد هیچ تفاوت چشمگیری در کیفیت تسلیحات و تجهیزات ایران و عراق وجود نداشت. تجهیزات و تسلیحات خریداری شده ایران شاید از کیفیت بالایی برخوردار بود و تولیدات غرب بسیار گران بود، اما نگهداری آنها بسیار ضعیف و بدون یک منطق نگهداری لجستیکی بود. آنچه در جدول یک به آن اشاره نشد، نابرابری های چشمگیر در دو حوزه راهبردی یک منازعه طولانی نظیر جمعیت، تولید ناخالص ملی و نیروهای انسانی ذخیره است.جدول شماره دو به این دو حوزه پرداخته است.

نکته مهم این است که جمعیت ایران سه برابر جمعیت عراق است؛ این متغیر در یک جنگ کوتاه مدت خیلی مهم نیست اما در یک جنگ طولانی تعیین کننده است. تعجبی نداشت که نیروی انسانی ذخیره ایران در طول زمان، بیشتر و نیروی انسانی ذخیره عراق، کاهش می یابد. همچنین، تولید ناخالص ملی ایران و تولید نفت در طول جنگ افزایش یافت. به دنبال یک کاهش کوتاه مدت بعد از انقلاب، صادرات نفت ایران به اوپک تا سال 1980 افزایش یافت. برعکس، تولید نفت عراق به سطح قبل از جنگ رسید. همچنین این کشور در طول جنگ 90 میلیارد دلار وام دریافت کرد.

از تحلیل کیفیت و کمیت تجهیزات و تسلیحات و آغاز جنگ، به دو واقعیت مهم می رسیم. نخست اینکه، همانندی ناهمگونی بین نیروهای زمینی دو طرف وجود داشت. دوم اینکه، عراق به طور بالقوه به خاطر جمعیت نسبتاً اندکش و وابستگی اش به درآمد نفت، در برابر یک جنگ طولانی مدت آسیب پذیر است. اهمیت عامل دوم در ابتدا کم بود اما به مرور زمان که جنگ ادامه یافت اهمیت آن به طور فزاینده بیشتر شد.



جمعیت نگاری نسبی

ایران به لحاظ قومی و نژادی متنوع است. فارس ها (63درصد)، ترک ها (18درصد)، عرب ها (13درصد)، کردها (3درصد) و نیز بلوچ ها و اقلیت های دیگر، جمعیت ایران را تشکیل می دهند . عرب ها در خوزستان متمرکز هستند. تا زمان حکومت رضاشاه، خوزستان یک منطقه نیمه خود مختار بود تا اینکه وی آن را در قالب استان های ایران قرار داد.

در مقابل، عراق به لحاظ قومی به استثنای اقلیت های ترک و کرد، عمدتاً عرب نشین است. با این حال، جمعیت عراق به سنی نشین در شمال و غرب و شیعی نشین در شرق در امتداد مرز ایران و عراق تقسیم می شود. اکثریت افسران ارتش عراق را سنی ها و بدنه نیروی سرباز وظیفه را شیعیان تشکیل می دادند. در مجموع، جمعیت عراق به لحاظ عرب و شیعه بودن در مناطق جنوب شرق این کشور، با جمعیت ایرانی مجاورش در خوزستان مشابهت و نزدیکی دارد.(13)

در این تحقیق، دو دوره از جنگ ایران و عراق به طور مفصل تر بررسی خواهد شد؛ چرا که اولاً نتیجه هر یک از این دوره ها غیرقابل پیش بینی بود. ثانیاً غیرقابل پیش بینی بودن نتیجه، ممکن است به تعیین قدرت جنگی ایران کمک کند. دوره نخست، واکنش ایران به تهاجم عراق و دوره دوم نیز نبرد ضد تهاجمی ایران است.

ارتش عراق حداقل با شش لشکر از دو نقطه مجزا از مرز عبور کرد. یک لشکر، منطقه شمالی یعنی مناطق نزدیک قصر شیرین و مسیر قدیمی درگیری تهران و بغداد را مورد حمله قرار داد. ظاهراً این حمله یک حرکت دفاعی برای تصرف قلمرو قابل دفاع بود تا مانع از دسترسی به قلمرو مسطح و ناهموار بین مرز ایران و بغداد شود.(14) این حمله تا جنوب مهران موفقیت آمیز بود و به سختی به 30 مایلی آن می رسید، اما در نهایت تا عمق 5 مایلی مهران پیش رفت. آنجا منطقه ای بود که شاه ایران به عنوان بخشی از معاهده 1975 الجزایر به عراق وعده داده بود اما آنجا را تسلیم نکرده بود.

پنج لشکر باقی مانده موتوریزه و مسلح، به منطقه جنوب حمله کردند. بخش اصلی، نیرویی متشکل از دو لشکر بود که از اروند رود عبور کرد تا خرمشهر و آبادان را تصرف کند. سه لشکر از مرز شمالی عبور کردند و از دو محور به سمت اهواز و دزفول پیشروی کردند. ظاهراً هدف اصلی، مجزا کردن دو بندر پالایشگاه نفت در دلتای رود فرات (خرمشهر و آبادان) و قطع خط لوله نفتی مهم بین آنجا و اهواز بود تا به این ترتیب از جریان نفت به تهران برای تأمین مصرف داخلی و صادرات جلوگیری شود. این عملیات شباهت زیادی به تهاجم بریتانیا در سال 1941 در زمینه منطقه، تصرف نیرو و اهداف اولیه داشت.

گزارش های اولیه عراق آکنده از شور و سرمستی بود. در روز اول، صدام در آستانه اعلام کردن الحاق همه خوزستان به خاک عراق قرار داشت و تصریح کرد که جنگ ادعاهای خودش را نشان داد.(15) با این حال، میزان پیشرفت کندتر از حد انتظار بود. نیروهای عراقی در نزدیکی رود کارون در جنوب متوقف شدند و نتوانستند به دزفول و اهواز برسند، هرچند که دولت عراق ادعا کرد آنها را از سه طرف محاصره کرده است. در واقع، این شکست حاصل بی میلی سیاسی و متحمل شدن تلفات سنگین بود. بی تردید، شدت مقاومت ایرانی ها کاملاً غیرمنتظره بود.

تا پایان سپتامبر، عراق مجبور بود به لحاظ تاکتیکی، عملیاتی و استراتژیکی حالت دفاعی به خود بگیرد. رسته زرهی سنگر گرفت، پیاده نظام موضع دفاعی خود را حفظ کرد و حملات به گلوله باران توپخانه ای سنگین محدود شد. بسیاری از تحلیل گران، این مرحله از جنگ را با ویژگی های <جنگ جهانی اول> توصیف می کنند: آکنده از سنگربندی، هماوردی های توپخانه ای و سرانجام سلاح های شیمیایی. به لحاظ عملیاتی به نظر می رسید فعالیت ها متوقف شده اند. صدام که احساس می کرد اگر تلفات بسیار سنگین باشد حامیان خود را از دست خواهد داد و در عین حال از مقاومت ایرانی ها شگفت زده شده بود، قدرت هرگونه ابتکار عملی را از دست بود. به لحاظ استراتژیکی نیز، عراق موضع دفاعی اتخاذ کرده بود. صدام نخستین پیشنهاد آتش بس را در پایان سپتامبر اعلام کرد و طی شش ماه آینده چندین بار پیشنهاد خود را تکرار کرد. عراق هرگز دوباره ابتکار را به دست نیاورد.

برآورد عراقی ها از قدرت تطبیقی اشتباه بود. آنچه عراق و دیگران به آن توجه نکرده بودند قدرت مقاومت و جنگی حیران کننده ایرانی ها بود. کیفیت و کمیت تجهیزات و تسلیحات به راحتی قابل سنجش بود و حداقل یک همانندی و برابری بین دو کشور در این زمینه ها وجود داشت. با این حال قدرت جنگی و مقاومت را به دشواری می توان در محاسبات قدرت نظامی سنجش کرد و این امر توانمندی ایران را خارج از تناسب واکنش پیش بینی شده، چند برابر کرده بود.(17)

به نظر می رسد ایران با تهاجم عراق غافلگیر شده بود. از هفت لشکر در جبهه، هیچ کدام در مرز عراق نبودند، اگرچه یک لشکر مسلح در پادگانی در نزدیکی اهواز مستقر بود. با این حال، تقریباً 240 حادثه نظامی بین ایران و عراق روی داده بود که در بسیاری از آنها سپاه پاسداران شرکت داشت. شمار پاسداران در این زمان حدود 30 هزار نفر بود و یک نیروی پیاده نظام سبکی به شمار می آمد. این نیرو عمدتاً در تهران مستقر بود. ادغام سپاه پاسداران و ارتش نهایتاً متأثر از ضرورت نظامی بود. اهداف شمالی عراق به راحتی با توسل به غافلگیری استراتژیک و تاکتیکی تصرف شد و هیچ مقاومتی در ابتدا از سوی روستاییان مشاهده نشد. با این وجود، واکنش استراتژیک ایران سریع و ظاهراً با برنامه ریزی دقیق همراه بود. حملات هوایی آغاز شد، اهداف استراتژیک عراق (میادین نفتی، پایگاههای هوایی و غیره) فوراً مورد حمله قرار گرفت، نیروهای دریایی ایران، اروندرود را به روی کشتی های عراقی بستند، به بنادر عراق حمله کردند، نیروهای رسمی ارتش دوباره آرایش گرفتند و نیروهای احتیاط بسیج شدند.

چنین واکنش سریع و هماهنگ شده را نمی توان نادیده گرفت. ارتش شاه برنامه ریزی گسترده ای برای چنین واکنشی انجام داده بود؛ چه بسا امکان دارد طرح های ناگهانی و احتمالی که در گذشته آماده شده بود مورد استفاده قرار گرفت.

با این حال، آنچه در خور اهمیت است، سرعت و کارآمدی اجرای این طرح ها بود. آنچه می توان نتیجه گیری کرد این است که نیروهای مسلح ایران با قدرت عمل کردند و به یک حمله برق آسا و ناگهانی1 مبادرت کردند. این واکنش، واکنش یک ارتش آشفته و بی هدف نبود؛ بلکه واکنش ارتشی با هدف روشن و نیت واحد بود. از همان آغاز، ارتش جمهوری اسلامی ایران کاملاً متفاوت از ارتش رضاشاه یا هر ارتشی بود که طی انقلاب علیه افسرانش شورش کرد.

به لحاظ تاکتیکی، مقاومت برای تقویت توان و بنیه ارتش نیز مهم بود. خرمشهر، نزدیک ترین شهر ایران به مرز به مدت یک ماه با موفقیت مقاومت کرد. این مقاومت، نخست توسط پلیس و نیروهای مقاومت محلی و سپس توسط نیروهای پاسدار و ارتش صورت گرفت. این مقاومت آن چنان سرسختانه بود که خرمشهر نام خونین شهر به خود گرفت.(18) عدم آمادگی عراق برای مقابله با جنگ شهری، حملات سنگین صدام را متوقف کرد. مقاومت مدافعان شهر آبادان همچنان ادامه داشت.(19) این مقاومت را می توان تجلی و نمود پیوند حکومت، ارتش و مردمی قدرتمند تلقی کرد.

در حالی که جنگ شهری آبادان و خرمشهر تا ماه های اکتبر و نوامبر همچنان ادامه داشت، سایر جبهه ها عمدتاً با ثبات بود. در ژانویه 1981، آرایش مجدد نیروهای ایرانی و آمادگی برای ضدحمله اولیه تداوم پیدا کرد. نیروهای سپاه پاسداران همچنان جدا از ارتش به حملات مرزی شبانه ادامه می دادند. نخستین ضدحمله بزرگ در سوسنگرد نقطه عطفی برای ارتش و نیز برای سیاست ایران بود.



نبرد سوسنگرد: آغازی اشتباه

ضدحملات ایرانی ها در سوسنگرد هرچند آغاز خوشبینانه ای داشت، اما نهایتاً ناموفق بود. این نبرد به تغییر خط مشی فرماندهی و کنترل ارتش منجر شد. همچنین زمینه ساز سقوط بنی صدر گردید.

بنی صدر ماه ها بود در مقام نخست وزیر کشور، تهاجم بسیار گسترده ای را برای بیرون راندن عراقی ها برنامه ریزی کرده بود. هدف و نیت بنی صدر توسعه ارتش به عنوان پایگاه قدرتش بود، تا بدین وسیله موقعیتش را به عنوان رهبری در کنار مردم و امام خمینی تثبیت کند.

طرح عملیات سوسنگرد و متمرکز کردن رسته زرهی برای شکستن و نفوذ در قلب جبهه و حمله به عراق، جاه طلبانه بود. از سوی دیگر، حمله بدون مشارکت سپاه پاسداران انجام شد و یک نیروی زمینی بزرگ، برای عملیات فراهم شده بود. بنی صدر نمی خواست پیروزی اش را با مخالفانش قسمت کند.

اگرچه این عملیات دستاوردهایی را به همراه داشت، اما نفوذ نیروها دوام نداشت و بسیاری از تانک ها منهدم یا رها شدند.(20) به دنبال شکست عملیات سوسنگرد، تصمیمات مهمی گرفته شد. نخست، اعلامیه هایی از سوی امام خمینی درباره واگذاری امور جنگ به سربازان و فرماندهان نظامی صادر شد.(21) نتیجه نهایی، تشکیل شورای دفاعی راهبردی متشکل از بنی صدر، نمایندگان حزب جمهوری اسلامی، فرماندهان ارتش و سپاه پاسداران بود.

دوم، ایشان متعهد شدند جنگ تا زمان سرنگونی صدام ادامه یابد. این تعهد در کنفرانس صلح اسلامی در ماه مارس مشخص شد و ایشان تأکید کردند که مجازات شرعی صدام اعدام است.

در نتیجه این اعلامیه ها، تغییراتی در ارتش ایران صورت گرفت؛ هماهنگی برای ادغام نهایی سپاه پاسداران و ارتش به صورت منظم دنبال می شد. زمانی که عملیات هجومی ایران در ماه مه آغاز شد، سپاه پاسداران بخش مهم حمله و فرماندهی میدان نبرد و کنترل آن را در اختیار داشت، اگرچه همچنان در این دوره نیز واحد مجزایی محسوب می شد.(22)

ضدحمله نیروهای ایرانی سه درس مهم داشت. نخست، آن یک موفقیت بسیار عالی بود. دوم، بین ارتش و سپاه پاسداران و همچنین دیگر نیروهای دریایی و هوایی هماهنگی صورت گرفت.

سوم، این نبرد از یک منظر عملیاتی برنامه ریزی شده بود. این نبرد را شاید بتوان یکی از نمونه های عالی و ماهرانه هنر عملیاتی در تهاجمات از زمان جنگ جهانی دوم تلقی کرد. درنهایت، این نبرد موقعیت ارتش ایران را به رغم مشکلات چشمگیر در کیفیت و کمیت تجهیزات و تسلیحات، به عنوان ابزار ارزشمند نظامی تثبیت کرد.

هدف این نبرد، وادار کردن ارتش عراق به خروج از خاک ایران بود. این حمله، سه نبرد بزرگ داشت: نبرد برای آبادان در ماه سپتامبر 1981، پیروزی غیرقابل انکار عملیاتی در ماه مارس 1982 و عملیات بیت المقدس در ماه مه 1982. زمانی که به این عملیات ها'>عملیات ها نگاه می کنیم یک ترکیب مثلث وار چپ، راست، چپ را مشاهده می کنیم.

نبرد برای آبادان با یک سری حملات انحرافی (به منظور پنهان سازی محل حمله اصلی) در شمال شهر آغاز شد که به آرایش مجدد نیروهای عراقی در خارج از آبادان منجر گردید. دو حمله مهم انحرافی با یک نفوذ شبانه موفقیت آمیز به وسیله نیروهای سبک زمینی به منظور شناسایی نقاط ضعف نیروهای عراقی آغاز شد. این حمله با درگیری نیروهای زمینی در نقاط قوت و حملات نیروهای ترکیبی (زمینی، زرهی، توپخانه و هوایی) در نقاط ضعف صورت گرفت. در نتیجه، آبادان آزاد شد و عراق مجبور شد تا آن سوی رود کارون عقب نشینی کند.

اندکی بعد از نبرد، تعدادی از فرماندهان عالی رتبه ارتش و سپاه پاسداران در یک حادثه هوایی به شهادت رسیدند. اگرچه فقدان فرماندهان عالی رتبه ارتش و سپاه پاسداران، پیشرفت ارتش را تا حدی متوقف کرد، اما نیروهای ایرانی اعتمادبه نفس یا ابتکارشان را از دست ندادند. به عبارت دیگر، روحیه نبرد و مقاومت خودشان را همچنان حفظ کردند. شهادت همزمان این فرماندهان، نشان می دهد که تا چه اندازه بین نیروهایی که در یک زمان کوتاه سر و سامان یافتند هماهنگی وجود داشت.

پیروزی انکارناپذیر نیروهای ایرانی در نزدیکی دزفول روی داد. عملیات در سومین هفته مارس با نیرویی مشتمل بر چهار لشکر آغاز شد؛ 100هزار نیروی ارتش و 30هزار نیروی زمینی سپاه پاسداران در این عملیات شرکت داشتند. عراق به حملات زیادی دست زد که باعث شد دامنه تلفات آن هرچه بیشتر افزایش یابد. حمله نیروهای ایرانی با نفوذ شبانه نیروهای کماندویی به پشت خطوط نیروهای عراقی آغاز شد. در واقع حمله شبانه به دو محور جداگانه توسط نیرویی مرکب از نیروهای زرهی و واحدهای زمینی صورت گرفت. گفته می شود مکان و گستره حمله، عراقی ها را غافلگیر کرد. نیروهای ایرانی با تعصت دینی زاید الوصفی به نیروهای زمینی عراق حمله کرده و یک <موج انسانی> ایجاد نمودند.(23) البته این ادعا تا حد زیادی صائب نیست. هرچند نیروی زمینی ایران با شجاعت و به طور تهاجمی حمله کرد، در عین حال از مهارت عالی و کارآمدیش به بهترین شکل استفاده کرد.

برای ارزیابی مهارت و کارآمدی نیروی جنگی و مقاومت ایرانی ها، می بایست آن را به طور کامل تشریح کنیم. نبرد شبانه که همواره از مشکل ترین حملات بوده و به برنامه ریزی مفصل ، مانور، آموزش و رهبری نیاز دارد، در تمام این عملیات به طور مرتب صورت می گرفت. واحدهایی که اغلب در تماس با فرماند هی عملیات نبودند با ابتکار و شور و شوق عمل می کردند. به عنوان مثال، گروه های اعزامی کوچک نیروی زمینی، آموزش دیده بودند تا با حمله به مواضع خاص و قوت ارتش عراق، پیشرفت عملیات را تضمین کنند.

کارآمدی، مقاومت و مهارت نیروهای نظامی ایران، نه تنها با پیروزی شان در این عملیات شبانه پیچیده و سخت نشان داده شد، بلکه این مهارت، در میزان کشته های دشمن نیز تجلی پیدا کرد. طی این نبرد شبانه، سربازان ایرانی بدون برخورداری از برتری نیروی هوایی، علیه دشمنی که مجهز بود و در مواضع دفاعی مستحکم استقرار داشت، تلفات انسانی زیادی را به نیروهای عراقی وارد کردند.(24) این عملیات، یک عملکرد شجاعانه، مؤثر و مهلک بود که باعث غرور هر ارتشی است و مسلماً یک سری تهاجمات انتحاری شهادت طلبانه نبود.(25)

این عملیات، باعث نابودی یک لشکر مجهز عراقی شد، 900 مایل مربع از قلمرو ایران را احیاء کرد و جبهه جنگ را تا مرز عراق عقب برد، اما با این وجود کاملاً موفقیت آمیز نبود. هدف نهایی عملیات، نفوذ در قلب عراق بود در حالی که تعداد تلفات عراقی ها و اسرای جنگی آنها بالغ بر 40 هزار نفر بود، تلفات نیروهای ایرانی و اسرای جنگی آنها درحدود 10هزار نفر بود.(26)

در این نبردها، نیروهای ایرانی به ندرت نسبت برتری سه به یک مورد نیاز برای حمله موفقیت آمیز را به دست آوردند اما در هر صورت موفق بودند.(27) به رغم ضعف فزاینده نیروهای ایرانی در کیفیت و کمیت تجهیزات و تسلیحات، جنبه چندوجهی قدرت مقاومت و جنگی آنها، نشان دهنده توانایی و قدرت نیروی زمینی ایران و توان نظامی این کشور است. (به جداول شماره 1 و 2 نگاه کنید).

عملیات بیت المقدس در ماه مه 1982 شبیه عملیات ماه مارس بود. سه لشکر که در نبرد گذشته مورد استفاده قرار گرفتند از دزفول تا جبهه جنوبی در نزدیکی خرمشهر آرایش مجدد گرفتند. این لشکرها با اهداف جداگانه به سمت رود کارون پیش رفتند تا خرمشهر را آزاد کنند و جبهه را به مرز عراق بکشانند. همچون حملات گذشته، حملات نیروی زمینی، شبانه و با سرعت و بر حملات زرهی متمرکز بود. اما این بار، هلیکوپترها حمایت هوایی از عملیات را برعهده داشتند.

در 24 ماه مه 1982، نیروهای دفاعی ارتش عراق در تمام خطوط جبهه دچار آشفتگی شدند. نیروهای ایرانی عملاً خوزستان را از وجود دشمن پاک کردند و تا 15 مایلی شهر بصره پیشروی کردند.(28) خرمشهر، که صدام قسم خورده بود هرگز آنجا را تسلیم نکند، سقوط کرد و ارتش عراق تقریباً 20 هزار کشته داد و اسرای بسیاری به داخل ایران اعزام شدند. این نبرد، به خوبی پراکندگی نیروهای عراقی را نشان می داد که به تازگی واحدهای ذخیره <سه برابر> و نیز کارگران خارجی را برای جبهه فراخوانده بود. حتی داوطلبانی از کشورهای خارجی از جمله اردن و مصر نیز در جنگ علیه ایران به کار گرفته شدند.

بعد از دو سال اول جنگ، از فعالیت های مهم به نحو چشم گیری کاسته شد. عراق هرچند تلاش کرد یک جنگ هوایی غیرمؤثر را علیه بنادر نفتی ایران در جزیره خارک به راه اندازد اما قادر نبود خطوط ارتباطی دریایی ایران در خلیج فارس را درهم بشکند. صادرات نفتی ایران همچنان رو به افزایش بود و به رغم فن آوری وارداتی عراق و حملات مداوم در سال 1983، از سهمیه تعیین شده فراتر رفت.(29) هرچند که اندکی بعد، صادرات نفت تحت تأثیر نوسانات تقاضا و عرضه بازار نفت قرار گرفت.(30)

ایران با کارآمدی رو به کاهش، به تهاجم زمینی خود ادامه داد. زمانی که جنگ به خاک عراق کشانده شد، مقاومت عراقی ها جان تازه ای گرفت و شدیدتر شد. افزون بر آن، کاهش در کیفیت و کمیت تجهیزات و تسلیحات، نهایتاً تأثیر خود را نشان داد.(31) به عنوان مثال، تجهیزات جنگی زرهی تقریباً از 1100 در سال 1980 به 700 در سال 1982 کاهش پیدا کرد. تعداد هواپیما از 725 به 67 در همان دوره کاهش یافت.

امام خمینی همچنان بر تداوم جنگ تأکید داشت. از این گذشته، هیچ کمبودی از نظر تأمین داوطلبان مردمی برای جبهه ها وجود نداشت. طی دوره پاییز 1982 تا بهار 1984، نیروهای سپاه پاسداران به 100 هزار نفر افزایش پیدا کرد، هرچند که بیشتر آنها آموزش های مناسبی ندیده بودند.(32) حملات نیروی زمینی ایران هیچ گاه به دلیل فقدان شهامت و شجاعت شکست نخورد، اما در هر حال، صفوف نیروهای سپاه پاسداران دچار فرسایش شده وکاهش یافت.

بعد از شش سال نبرد، جنگ همچنان بدون آثاری از سازش ادامه پیدا کرد و فشارهای ایران به عراق تداوم داشت.

اگرچه هنوز زود است حقیقت موضوع را ارزیابی کنیم؛ اما بدیهی است ارتش عراق تسلیم نخواهد شد، ایران نیز نمی خواهد پیشروی خود را متوقف کند و هیچکدام از طرفین قدرت اتخاذ یک تصمیم ناگهانی را در جنگ ندارند. در مجموع، ارتش عراق نمی تواند پیروز میدان بشود و نمی تواند میدان را ترک کند؛ ایران نیز نمی تواند مغلوب بشود و پیشروی خود را متوقف نخواهد کرد. به جز شرایط غیرقابل پیش بینی همچون انقلاب یا مداخله گسترده، جنگ یا در یک فرسودگی دو طرفه، یا یک وضعیت مداوم جنگی مثل وضعیت بین اسراییل و سوریه و یا در نابودی تدریجی عراق پایان خواهد یافت.1



تحلیل عملکرد ارتش ایران

عملکرد نیروهای مسلح ایران به ویژه ترکیب ارتش و سپاه پاسداران، فراوانی قدرت جنگی و مقاومت را نشان می دهد. طی دو سال اول جنگ، ارتش در دفاع مقاوم و در تهاجم قدرتمند بود. برنامه ریزی نبرد، ماهرانه بود. سطوح بالای برنامه ریزی فریب در سه نبردی که بررسی شد و نیز ذکاوت تاکتیکی و عملیاتی در حرکت و تمرکز نیروها در همه سطوح روشن بود. عمق در حملات هوایی و استفاده مؤثر از نفوذ و رخنه عمیق و موفقیت آمیز رسته زرهی در شب پیدا بود. نبرد ضدحمله به ویژه تهاجم های مارس و مه 1982 یک هنر عالی عملیاتی بود. ترکیب مهره های تهاجمی در یک نبرد واحد با نیروهای یکسانی که عراقی ها را به قلمرو خود برانند، بسیار ماهرانه طراحی شده بود.

دکترین آمریکایی نیز بسیار شبیه به دکتر نظامی ایران است، به گونه ای که بر ذکاوت، ابتکار، هماهنگ کردن در یک زمان و مکان و همچنین بر بیرون راندن تهاجمی تکیه می کند. با این وجود، دکترین آمریکایی اراده پذیرش تلفات سنگین، که در دکترین تاکتیکی ایران وجود دارد، را نمی پذیرد. اما، موفقیت ایران نقش تهاجمی غیرقابل انکاری را برای نیروهای زمینی سبک نشان می دهد. با توجه به قدرت جنگی و مقاومت کافی و حمایت مناسب و هماهنگ شده هوایی و توپخانه ای، دلیلی وجود ندارد بر این اعتقاد باشیم که باید تلفات بالا باشد و چنین نیروهایی در برابر هر نیروی دفاعی مشخصی موفق خواهند شد.(33)

ایرانی ها با استفاده از نیروی زمینی سبک به عنوان یک نیروی تهاجمی، با حمایت توپخانه و نیروی زرهی به سبک شوروی، موفق شدند وارد عمق دفاعی نیروهای عراق شوند، اما آنها قادر نبودند از این تهاجمات برای عمق عملیاتی بهره برداری کنند. اگر فرمانده بخواهد ریسک تلفات بالا را بپذیرد، پیروزی ها با استفاده از عملیات تهاجمی و یورشی امکان پذیر خواهد بود.

تهاجم مداوم نیروهای ایرانی حکایت از فراوانی قدرت مقاومت این نیروها دارد، اگرچه باید اذعان کرد ضعف آنها در کیفیت و کمیت تجهیزات جنگی، قدرت نظامی شان را کاهش داد. با این حال، همان طور که حوادث اخیر نشان می دهند آنها به طور موفقیت آمیزی جنگ را ادامه می دهند.

این یک واقعیت مسلم است که این جنگ به طور اساسی و شاید دائمی، قدرت جنگی و مقاومت ارتش ایران را تغییر داد. این تغییر یک تأثیر چندوجهی بر قدرت نظامی ارتش باقی گذاشت و این امکان را فراهم ساخت تا در برابر یک حمله مسلحانه مجهز و تعیین شده مقاومت کند، آن را متوقف سازد، بر آن فایق آید و دست به تهاجم بزند و این امر زمانی روی داد که کیفیت و کمیت تجهیزات جنگی آن روبه فرسایش بود.

بنابراین منطقی است به این نتیجه برسیم که انقلاب علت اصلی این تغییر اساسی بود. مردم، ارتش و حکومت که در زمان شاه با یکدیگر در ستیز و جنگ بودند، در زمان جمهوری اسلامی ایران در کنار یکدیگر قرار گرفتند.



بخش دوم :تأثیر انقلاب اسلامی بر ارتش ایران

در بخش حاضر این مسئله را مطرح می کنم که انقلاب اسلامی دلیل و علت افزایش چشمگیر قدرت مقاومت و جنگی ارتش ایران بود و الزامات این تغییر را بر استفاده نظامی از قدرت زمینی در منطقه مورد بررسی قرار می دهیم.

انقلاب اسلامی تأثیرات مستقیم، غیرمستقیم، عمدی و غیرعمدی بر ارتش ایران داشت. این انقلاب تأثیر چشمگیری بر همه جنبه های جامعه ایران داشت. در مورد ارتش، بررسی نیات جمعی مردم تحت تأثیر انقلاب اسلامی و اعمال و رویکردهای خود سربازان مهم است. در نتیجه وقوع انقلاب، رابطه بین مردم و حکومت از طریق شور و شوق انقلاب مردمی به نحو معناداری تقویت گردید. در واقع، رابطه بین سه عنصر مثلثی کلاوزویتسی شامل مردم، ارتش و حکومت به طور اساسی بازتعریف و تقویت شد.(34)



تأثیر بر روابط مردم، ارتش و حکومت

تأثیر و نفوذ امام خمینی بر افکار عمومی ایران را طی انقلاب نباید دست کم گرفت. امام خمینی یک شخصیت مردمی و محبوب بود و این انقلاب مردمی بدون ایشان صورت نمی گرفت. زمانی که امام خمینی در عراق و فرانسه در تبعید به سر می برد، سخنرانی ها و فلسفه ایشان از طریق مساجد در سراسر ایران پخش و توزیع می شد.

در واقع، تبعید امام توسط صدام از عراق، نفوذ ایشان را در بین مردم ایران دوچندان نمود و جایگاهش را به عنوان تنها رهبر انقلاب اسلامی تضمین کرد.(35) به این ترتیب، محبوبیت، تحسین و قدرت ایشان در حد قال توجهی افزایش یافت و بازگشت شان به ایران با جشن و پیروزی همراه شد.(36) ظرف چند روز حتی قبل از سقوط حکومت شاه، امام خمینی نخست وزیر جدیدی را برای تشکیل کابینه منصوب کرد.(37) مکتب امام خمینی عمیقاً با روح شیعیان ایرانی عجین شده بود؛ بدین معنی که قوانین اسلامی، قوانین یک زندگی راستین را تعیین کرد و نافرمانی از این قوانین، عملی خلاف قرآن و دشمنی با خداوند محسوب می شد.

زمانی که این شور و شوق به پیروزی انقلاب و روی کارآمدن یک حکومت انقلابی که بر اساس اصول اسلامی هدایت می شد منجر شد و در نهایت به رویارویی جمهوری اسلامی با تجاوزگری صدام تبدیل شد؛ طبیعتاً مردم و حکومت که با نیت و هدف مشترکی متحد شده بودند استوارتر شده و به لحاظ داخلی و بیرونی موفق شدند.

همان طور که انتظار می رفت، احساس مردم نسبت به ارتش به شدت متأثر از رویکرد و اعلامیه های امام خمینی بود. رویکرد ایشان نسبت به ارتش شاه دو مسیر مشخص را دنبال می کرد. امام خمینی، از سویی از اعضای نیروهای مسلح شاه خواست به انقلاب ملحق شوند.(38) همزمان، ایشان به طرفداران و پیروانش توصیه کرد در برابر ارتش مقاومت نکنند و سربازان را به عنوان برادران خود به رسمیت بشناسند. ایشان فرمودند:

<شما باید قلب سربازان را جذب خود کنید حتی اگر آنها به شما شلیک کنند و شمار را بکشند. بگذارید آنها پنج هزار، ده هزار، بیست هزار نفر را بکشند آنها برادران ما هستند و ما از آنها استقبال می کنیم. ما ثابت خواهیم کرد که خون بر شمشیر پیروز است.>(39)

اگرچه این سخنان خطاب به انقلابیون بود، اما در عین حال سربازان را نیز مخاطب قرار می داد. ازنظر امام خمینی، سربازان جزو مردم بودند. این امر همچنین ذکاوت ایشان را برای حفظ قدرت نظامی ارتش نشان می داد. با این حال، همان طور که خواهیم دید، اقدامات بعدی امام خمینی چنین رویکردی را تأیید کرد. ایشان کاملاً حامی سربازان و افسران دارای تربیت اسلامی بود و هیچ نیتی برای جایگزینی ارتش نداشت. در واقع، ایشان کاملاً برخلاف رهبران کمونیست کمیته های انقلابی توده ای، قصد داشت ارتش را حفظ کند. امام خمینی از نیاز ارتش به نظم، قانون و عدالت بخصوص برای آن کسانی که از خدمت نظام وظیفه فرار کرده بودند حمایت می کرد تا به آنها اجازه داده شود به کشور بازگردند و <حقوق و احترام همه شهروندان> شامل حال آنها نیز بشود.

اندکی بعد از فرار شاه از کشور، بسیاری از افسران درجه بالا به همراه خانواده هاشان از ایران فرار کردند.(40) این فرارها به سران ارتش و آنهایی که مرتکب جنایت شده بودند محدود می شد. از کل اعدام هایی که در این دوره صورت گرفت. طی این دوره، فقط 26 تن از سرتیپ های ارتش بودند که بیشتر آنها هم از دستگاه امنیتی شاه بودند. البته در حدود 200 نفر نیز بر اساس قانون بازنشسته شدند.(41) اگرچه بسیاری از افسران از روی اجبار بازنشسته شدند، اما شواهد کمی از پاکسازی بدون تشخیص وجود دارد.

امام خمینی نیاز به یک ارتش قوی را تشخیص می داد و لذا قصد داشت ارتش را حفظ کند.(42) بنابراین، با فشار، تظاهرات و درخواست های عناصر چپ برای انحلال کامل ارتش به شدت مخالفت شد. از نظر ایشان، اگر ارتش منحل می شد، گروه هایی چون حزب توده، خطر بزرگی برای انقلاب محسوب می شدند و به عبارتی، ایشان بیشتر از اینکه از جانب ارتش احساس خطر کند از شاخه های انقلابی این گروه ها احساس خطر می کرد.(43)

شواهدی نیز وجود داشت که جدا از ضرورت وجود ارتش برای حفظ موازنه در مقابل حرکت های سیاسی رادیکال، ارتش باید دست نخورده و سالم باقی بماند. امام خمینی در این اندیشه بود که از ارتش برای کنترل شورش ها در مناطقی مثل کردستان و خوزستان استفاده کند. با این حال، در کنار ارتش نیروی نظامی در حال توسعه جدیدی شکل گرفت.



پاسداران یا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

امام خمینی هم زمان با اجرای پاکسازی اولیه در ارتش، دستور داد سپاه پاسداران تشکیل بشود. به نظر می رسید هدف از تشکیل آن اقدامی پیشگیرانه در مقابل کودتای افسران سلطنت طلب بود.(44) سرانجام نیروی سپاه پاسداران به 30 هزار نفر بالغ شد و تا زمان تهاجم عراق همچنان نقش حفظ امنیت داخلی را ایفا می کرد.

امام خمینی بین 28 فوریه 1979 و 31 دسامبر 1979 برای حمایت از ارتش به عنوان یک نهاد، دیدگاه های روشنی را بیان کرد که در آنها به ضرورت حمایت ارتش توسط مردم، ارتش به عنوان مدافع جمهوری اسلامی و ضرورت حفظ نظم و قانون در ارتش تأکید شده بود.(45)

سرانجام در جولای 1979، امام خمینی برای همه ارتشی ها، پلیس و حتی اعضای دستگاه امنیتی شاه عفو عمومی صادر کرد. بیانیه عفو1 عمومی ایشان که در زیر می آید، سه عنصر مثلث کلاوزویتسی را به هم پیوند می داد و نشان دهنده نیت ایشان برای حفظ این سه عنصر است. ارتش ایران، مردم نجیب و حکومت، با یکدیگر پیوند خورده اند. سه شاخه نیروهای مسلح عفو می شوند و من و مردم شریف و نجیب آنها را می بخشیم.(46)

[شهید] مصطفی چمران، وزیر دفاع جدید، امام خمینی را به ضرورت سازماندهی مجدد ارتش متقاعد کرد.(47) [شهید] چمران به عنوان سازمان دهنده جنبش امل در لبنان و رئیس کمیته های انقلاب، از تجربه انقلابی - نظامی بالایی برخوردار بود.

در این چارچوب، بخشی از افسران رده بالا ی ارتش که عموما دوره هایی را در ایالا ت متحده گذرانده بودند کنار گذاشته شدند. افسران باقی مانده به انقلاب وفادار بودند و از همه مهم تر، به لحاظ اسلامی، پاک و به دستور کار حکومت متعهد بودند.

چمران قصد داشت ارتش را به نصف میزان قبل از انقلاب کاهش بدهد. در هر صورت، این پاکسازی بر نیروی وظیفه در ارتش تأثیر داشت و آن نیروهایی که باقیمانده بودند در انجام خدمت کوتاهی می کردند. نتیجه نهایی، فقدان افسران آموزش دیده بود. یک ویژگی مشخص در افسران و سربازان باقی مانده وجود داشت. وفاداری به شاه دیگر وجود نداشت، بلکه وفاداری به انقلاب اسلامی و آرمان های نظامی اسلامی جایگزین آن شده بود. به طور خلاصه، اخلاق ارتش ایران در حال تغییر از سرسپردگی به یک خودکامه، به اخلاق خدمت نظامی به انقلاب و ملّت بود.

این تغییر ارزش ها همچنین در قانون اساسی خود را نشان داد. چمران دو مأموریت ویژه به ارتش محول کرد: مأموریت نخست روشن بود؛ پاسداری از استقلال ایران (نه شاه یا هرکس دیگر در دوران پهلوی) بود. مأموریت دوم، محافظت از انقلاب بود. از آنجایی که انقلاب اسلامی خود را به صورت پان اسلامی و بین المللی تعریف می کرد، این مأموریت ابعاد بین المللی داشت.

مطابق با قانون اساسی جمهوری اسلا می ایران: <در تشکیل و تجهیز نیروهای دفاعی کشور توجه بر آن است که ایمان و مکتب، اساس و ضابطه باشد، بدین جهت ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب در انطباق با هدف فوق شکل داده می شوند و نه تنها حفظ و حراست از مرزها بلکه بار رسالت مکتبی یعنی جهاد در راه خدا و مبارزه در راه گسترش حاکمیت قانون خدا در جهان را نیز عهده دار خواهند بود.>(48) ارتش ضمن قبول مأموریت های ویژه ای که ذکر شد نیازمند حمایت حکومت بود و چمران بدون در نظر گرفتن شوراهای انقلاب یا روحانیت، به ضرورت اطاعت از زنجیره فرماندهی تأکید کرد. شوراها آزاد بودند توصیه خود را بیان کنند اما <وظیفه فرماندهی به فرمانده تعلق دارد و شوراها حق ندارند در امور فرماندهی مداخله کنند.>(49)

با این حال، آنچه برای رابطه مردم، ارتش و حکومت مهم بود، نگرش چمران به سازمان ارتش اسلامی ایران بود. نخست، با از میان برداشتن موانع طبقاتی و تبلیغ ارتش به عنوان مدافع ملت و حامی انقلاب، موانع میان ارتش و مردم کاهش می یافت.(50) هدف از این رویکرد تأمین امنیت بیشتر برای حکومت بود که در حمایت از مردم و ارتش بی تجربه احساس اعتماد می کرد.

همچنین مقرر شد با کمک تجربه نظامیان حرفه ای، کل ملت به ارتش تبدیل شود.(51) چمران در 9 اکتبر 1979 گفت:

<ما معتقدیم تمامی ملت ایران باید سربازان انقلاب بشوند ... ارتش باید در عین حال به یک مادر متخصص و فنی مدرن تبدیل شود.>(52)

به عبارت دیگر، قرار بود ارتش به یک کادر کوچکی از حرفه ای ها با یک نیروی احتیاطی بسیار بزرگ تبدیل بشود؛ در واقع ارتش و مردم باید هدف نظامی مشترکی داشته باشند و عملاً عناصر جداگانه یک سیستم باشند. اندکی بعد از بیانیه چمران در 9 اکتبر، اعلامیه امام خمینی درباره شکل گیری ارتش 20میلیونی منتشر شد و یک برنامه جامع آموزش نظامی در کارخانه ها، مدارس و در تلویزیون با هدف برنامه ریزی برای یک بسیج همگانی آغاز شد. گاهی به ارتش 20میلیونی، داوطلبان بسیج نیز اطلاق می شد.

از سوی دیگر قرار شد ارتش و افسران ارتش کاملاً از صحنه سیاست دور بمانند. هدف از این سیاست نیز تقویت امنیت حکومت بود؛ با این حال، چنین امری تأثیر غیرمستقیمی بر رابطه حکومت و تقویت اخلاق حرفه ای ارتش داشت. همان طور که کلاوزویتس گفته است: <اهداف سیاسی، فقط وظیفه حکومت است>.

حکومت انقلابی گام های حساب شده ای برای تحول رابطه ارتش و سازماندهی آن برداشت؛ به گونه ای که مردم، ارتش و حکومت یک هدف مشترک و کارویژه های روشن و جداگانه ای داشته باشند. آنها نظم را احیاء کردند، همبستگی را تقویت کردند و اهداف ملی و مأموریت های نظامی را مشخص و تعریف کردند.

ماهیت انقلاب اسلامی و تهدیدات فراروی حکومت نوپای انقلابی و نیز بی اعتمادی به سلسله مراتب نظامی قدیمی، این امر را تحریک کرد. اگرچه این امر، تلاش حساب شده ای برای تقویت قدرت نظامی ایران انقلابی بود، اما تأثیر چشمگیری بر علقه میان مولفه های مثلث کلاوزویتسی و به این ترتیب بر قدرت جنگی ارتش داشت.



تأثیرات انقلاب بر کیفیت و کمیت تجهیزات ایران

در این بخش، تأثیر انقلاب بر کیفیت و کمیت تجهیزات و قدرت جنگی ارتش ایران قبل از تهاجم عراق را بررسی خواهیم کرد.

همان طور که پیشتر خاطرنشان ساختیم، کیفیت و کمیت تجهیزات و تسلیحات ارتش ایران، بازتاب برنامه مدرنیزاسیون نظامی شاه بود. اگرچه تجهیزات فراوان و در دسترس بود، اما آنها از منابع گسترده و متنوعی از خارج از کشور تأمین می شد و پرسنل نگهداری فنی کمیاب بودند. به دنبال انقلاب، اوضاع بدتر شد.(53)

همان طور که در جدول شماره 3 نشان داده شده است، تجهیزات همچنان وجود داشت اما سطح آمادگی جنگی به سرعت در حال افول بود. هزینه های دفاعی به بیش از 60 درصد کاهش پیدا کرد و تا سال دیگر یعنی سال تهاجم عراق تقریباً ثابت باقی ماند. از سه بخش مهم هزینه های دفاعی (پرسنل، آموزشی و نگهداری)، هزینه های پرسنل در همان سال نخست ثابت ماند. هزینه های آموزشی در بسیاری از موارد تا زمانی که حکومت انقلابی می توانست اداره امور را بر عهده بگیرد همچنان ادامه داشت و در هر مورد، نسبت به زمان قبل از انقلاب کاهش داشت. سومین بخش، نگهداری بود. این بخش، فشار کاهش هزینه ها تا 60درصد را متحمل شد.

افزون بر این، پرسنل فنی آموزش دیده عمدتاً افسران (ستوان سه) ضدشاه بودند و هیچ تلاش جدی برای حفظ قدرت شاه در طی انقلاب نکردند. در هر صورت، بعد از انقلاب و طی آن، موضوعات و مشکلات بسیار زیادی در ارتش وجود داشت.

بعد از سال 1980، نیروی انسانی عادی به حدود 60 درصد سطح 1979 کاهش یافت. با این حال، نیروی انسانی ذخیره (احتیاط) و شبه نظامی به نحو چشمگیری رشد کرد، در حالی که بودجه دفاعی همچنان به طور نسبی ثابت ماند.(54) در همان زمان، تلفات جنگی، آموزش تجهیزات جدید را ضروری کرد. به این ترتیب، بار دیگر، پول کمتری برای نگهداری در دسترس بود.

برآورد توانمندی عملیاتی تجهیزات نظامی بعد از دو سال از برقراری حکومت انقلابی به لحاظ نوع و دامنه از 40 تا 70 درصد در نوسان بود.(55) بنابراین، اگرچه کمیت تجهیزات ارتش تا زمان آغاز جنگ همچنان ثابت ماند، اما کیفیت آن تا حدود 50 درصد کاهش یافت.(56) همچنین لا زم به یادآوری است که بعد از تهاجم عراق، توانایی تکنسین های ایرانی و پرسنل نگهداری و تعمیر و بازسازی تجهیزات، به ویژه هواپیماها، <معجزه آسا> بود. این امر را می توان به تعهد نیروی پشتبانی نسبت داد. این تغییر، نشان دهنده همبستگی، روحیه، از خودگذشتگی و در مجموع، قدرت جنگی نیروهای مسلح است.

افول و ضعف آمادگی مادی بعد از انقلاب درباره صورت بندی وان کرولد1 کاربرد دارد. اگر قدرت جنگی همچنان ثابت بماند، در آن صورت ارزش نظامی ارتش ایران به طور نسبی افول خواهد یافت. با این وجود، همان طور که در نوشتار قبلی اشاره کردیم، با وجود اینکه کیفیت و کمیت کلی تجهیزات ایرانی ها در برابر عراقی ها رو به افول بود، نیروهای مسلح ایران توانستند عراقی ها را شکست بدهند. به طور مسلم افزایش در قدرت جنگی به تفاوت ها پایان می دهد.

در این تحقیق، ما بر عملکرد جنگی ارتش به عنوان آخرین شاخص ارزش نظامی و قدرت جنگی تکیه کرده ایم. در این دوره، مثال ها محدود هستند. اما، عملکرد ارتش در این دوره نشان دهنده ویژگی تغییر یافته اش، کارآمدی و رابطه جدیدش با مردم و حکومت است.

طی این دوره، ارتش در نقش تأمین امنیت داخلی علیه اعتصاب کنندگان، اعراب مسلح در خوزستان، شورشیان کردستان و آذربایجان مورد استفاده قرار گرفت. سپاه پاسداران نیز در این عملیات و همچنین علیه چندین کودتای نظامی صورت گرفته، شرکت کرد.

تصور انجام یک مأموریت حساس در شرایط دشوار، سخت است. سرکوب شورش با ارتشی که تجهیزاتش رو به وخامت بود و در رقابت با یک نیروی شبه نظامی قرار داشت، از این جمله است. با این حال، شاید به خاطر شرایط و اوضاع و احوال، این مأموریت ها به طور موفقیت آمیزی انجام شد. در واقع، مأموریت ها حتی موفقیت آمیزتر از مأموریت ارتش در سال های قبل از انقلاب علیه شورشیان، انجام شد. در اثر آن، شورش ها متوقف شد و دوباره روی نداد.(57)



رهبر نظامی جدید

همان طور که جنگ ایران و عراق نشان داد، از مهم ترین نتایج انقلاب اسلامی، رهبری جدید نظامی ایران بود. پاکسازی ها، افسران ارتش را تصفیه کرد و باقیمانده ها را عمدتاً به لحاظ سیاسی به جمهوری اسلامی ایران متعهد کرد. افسران باقیمانده در مواضع کلیدی در ارتش، وفاداری خود را به حکومت ثابت کردند. از این گذشته، آزمون دشوار انقلاب و جنگ تضمین کرد که فرماندهان موفق، آزمون سخت ایدئولوژی و وفاداری را پشت سر گذاشته اند. این افسران به جمهوری اسلامی ایران ایمان دارند و فرماندهانی شجاع و متعهد هستند.(58)

مثال خاص در این باره [شهید] سردار صیاد شیرازی، فرمانده نیروهای زمینی است. او به عنوان یکی از فرماندهان توپخانه ارتش معروف بود. ارتقای سریع او و عملکرد عملیاتی ارتش ایران گواهی بر مهارت اش به عنوان یک حرفه ای نظامی بود.(59)

در تحلیل نهایی، تأثیر مهم انقلاب، تغییر سرباز ایرانی، پاسدار و داوطلب بسیجی به رییس ستاد بود. صرف نظر از حوادث آینده، این تغییر، اساسی و دایمی بود. بعد از گذشت شش سال از خونین ترین جنگ از زمان جنگ جهانی اول، هیچ کمبودی از داوطلبان، هیچ پرسشی از عقب نشینی، هیچ فقدان ابتکار و نبود تعهد و دنبال کردن سازش یا مذاکره به چشم نمی خورد. به گفته یکی از تحلیل گران وزارت دفاع آمریکا:

<تمام هواپیماهای 14F و تانک های 60M که شاه خریده بود به اندازه یک دهم تأثیر ده ها هزار جوانان کارگر ایرانی، بر جنگ تأثیر نگذاشته است. فرستادن پول برای ماشین جنگی و تلاش بیشتر و بحث در غرب همچنان موضوع ثانویه است؛ موضوع اصلی، تمایل و اراده نیروها برای جنگ و اعتقاد آنها به آرمانشان و اعتماد آنها به افسرانشان است.>(60)

ارتش ایران اکنون ابزار بالقوه نظامی بسیار بزرگی است. تأثیر انقلاب، اساسی و بنیادین بود و فشارهای زیاد، این تغییرات را دو چندان کرد. در صورت تأمین یک سیستم لجستیکی منسجم یا یک پشتیبانی قابل اعتماد، قدرت منطقه ای ایران بی رقیب خواهد بود و اهمیت جهانی آن، ابرقدرت ها را به چالش خواهد کشید .



نتیجه گیری

این بخش به بررسی نتیجه گیری های کلی، پیامدهای منطقه ای و تأثیرات طولانی مدت مباحث گذشته می پردازد. این نوشتار سه گام منطقی دارد که منتهی به نتیجه گیری نهایی می شود.

نخست اینکه، نیروهای مسلح شاهنشاهی ایران از اساس ضعیف بودند. از همان آغاز دوران رضاشاه، مثلث مردم، ارتش و حکومت دارای شکاف های اساسی بود. محمدرضا پهلوی در تلاش برای ساخت همان بنیان، فشار بر مثلث مردم، ارتش و حکومت را افزایش داد و این اقدام به فروپاشی رژیم منجر شد. ضعف این مثلث در ناتوانی ارتش در غلبه بر انقلاب به رغم افزایش قابل توجه تجهیزات، نشان داده شد.

دوم، ارتش ایران اسلامی نشان داد از انعطاف پذیری بالا یی برای هماهنگی با شرایط جدید برخوردار است. نیروهای مسلح ایران به رغم غافلگیری در برابر یک مهاجم قدرتمند، موانعی چون فرار نظامیان و عدم برخورداری از تجهیزات و لجستیک مناسب، در برابر حمله عراق مقاومت کردند و به تهاجم خود ادامه دادند. شهامت و شجاعت غیرعادی و قدرت جنگی، تلاش برجسته ستادی و برنامه ریزی سطح عملیاتی از ویژگی های مقاومت نیروهای مسلح ایران بود.

سوم، دلیل تغییر در نیروهای مسلح، تغییر در مثلث مردم، ارتش و حکومت بود که به نوبه خود به انقلاب ایران منجر گردید. علقه قوی میان مردم و امام خمینی و مشروعیت ارتش جدید و اخلاق، یک تأثیر چندجانبه بر توانمندی نظامی ارتش داشت. نتیجه این امر، یک ارتش با انعطاف پذیری قابل توجه برای رشد بود.

امام خمینی ارتش را پاکسازی کرد اما در عین حال آن را بازسازی کرد و شکلی به آن داد که با الگوی اسلامی - انقلابی متناسب باشد. ارتش که در انقلاب شکل گرفت و در میدان نبرد پخته شد، یک مشروعیت و اخلاق حرفه ای، خارج از وفاداری های شخصی و مداخله سیاسی را توسعه داد که پایه های آن بر تکلیف خداوندی و دفاع از ایران استوار بود. ارتش عملاً به مدافع خالص مردم و خدمتگذار جمهوری اسلامی تبدیل شد.

نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران نه تنها قوی تر و انعطاف پذیرتر از نیروهای نظامی قبل از انقلا ب هستند، بلکه مسلماً از همسایگان خلیج فارس نیز قدرتمندتر می باشند. آنها توانستند یک مهاجم مجهز قوی را شکست دهند و بدون یک متحد قابل اعتماد یا حمایت لجستیکی و با قدرت هوایی بسیار محدود و عدم برخورداری از تکنولوژی بالا، جنگ را به خاک عراق کشاند. این امر زمانی روی داد که کیفیت و کمیت تجهیزات ایران رو به افول و نابودی بود. ایران زمانی به این موفقیت رسید که عراق از سوی کشورهای عرب، پول و حمایت نیروی انسانی دریافت می کرد و از برتری هوایی و حمایت لجستیکی قابل اعتمادی برخوردار بود. ایران توانست به این موفقیت برسد چون ارتش، اساساً با انقلاب اسلامی تقویت شد. با گذشت شش سال از خونین ترین جنگ پس از جنگ جهانی دوم، ایران هیچ ضعف و ناتوانی در سازش و مذاکره نشان نداده و همچنان به تعقیب جنگ ادامه می دهد. ایران ابتکار عمل را به دست گرفت و از همان نخستین ماههای جنگ امیدوارانه جنگ را ادامه داد.

در ماه های اول سال 1986، ایران به طور موفقیت آمیزی در دو منطقه اقدام به حمله کرد؛ به لحاظ راهبردی جزیره فاو برای عراق بسیار حیاتی بود و منطقه دیگر نیز کردستان بود. در زمان نوشتن این مقاله (آوریل 1986)، بار دیگر جبهه ثبات پیدا کرده و ظاهراً با انتخاب ایران این وضعیت ایجاد شده، چراکه به نظر می رسد عراق از هرگونه کاهش اساسی در دستاوردهای ایران ناتوان است.



تأثیر منطقه ای جنگ

در نتیجه انقلاب اسلامی و جنگ ایران و عراق، خلیج فارس در صف اول منافع استراتژیک ایالات متحده قرار گرفت. در نتیجه این جنگ، دکترین کارتر ارائه شد و منطقه را برای منافع ایالات متحده حیاتی تلقی کرد. در این رابطه، دو فرماندهی مشترک برای پاسخ به بحران ها، فرماندهی مرکزی ایالات متحده و فرماندهی آمادگی ایالات متحده تشکیل شد.

افزون بر این، جنگ توسعه امنیت دسته جمعی منطقه ای را تسریع کرد و به این ترتیب منطقه خلیج فارس به لحاظ داخلی به سمت ثبات پیش رفت. کشورهای حومه خلیج فارس اکنون از طریق شواری همکاری خلیج فارس که در پاسخ به جنگ و وحشت از تأثیر بی ثبات کننده انقلاب اسلامی تشکیل شد، مانورهای دفاعی مشترک و دیگر اقدامات امنیت دسته جمعی را انجام می دهند. آنها نیات آشکاری برای مقابله با ایران و دور نگه داشتن ابرقدرت ها از منطقه خلیج فارس دارند. مطمئناً این تحولات بدون جنگ ایران و عراق به عنوان یک عامل مهم، اتفاق نمی افتاد.

سرانجام، جنگ باعث توزیع بازارهای نفت در منطقه شد و آسیب پذیری نفت خلیج فارس را کاهش داد. این جنگ باعث گردید عراق، ایران، عربستان سعودی و ترکیه خطوط لوله های جدید نفتی از میادین نفت تا بنادر مدیترانه، دریای سرخ و پایین تنگه هرمز بکشند؛ همه خطوط خارج از خلیج فارس هستند. همچنین باعث شد دفاع از بنادر نفتی خلیج فارس در طراحی و برنامه ریزی تأسیسات جدید و دفاع و بازسازی تأسیسات قدیمی، از اهمیت حیاتی برخوردار شود. این بازسازی زمانی دشوار و پرهزینه خواهد بود که درآمدهای نفتی رو به کاهش هستند و بدون تهدید آشکار، جنگی اتفاق نخواهد افتاد. این امر، احتمالاً تأثیر باثبات کننده بلند مدتی بر صادرات نفت منطقه خواهد داشت.

از سوی دیگر، احتمالاً پایان جنگ باعث بی ثباتی منطقه خواهد شد. زمانی که جنگ پایان یابد، ارتش ایران که به گسترش انقلاب متعهد است و در میدان نبرد آموزش دیده، آزاد خواهد بود تا در هر جایی که انتخاب کند مداخله کند. اگر جنگ بدون تغییر در سیاست های ایران پایان پذیرد، نیروهای مسلح ایران که به لحاظ ایدئولوژیکی متعهد به جنگ هستند، می توانند تأثیر بی ثبات کننده ای بر خلیج فارس، لبنان و دیگر مناطقی که منافع ایران در آنجا قرار دارد، داشته باشند.

در اینجا باید تأثیر تهدیدات نظامی ایران را نیز به مطالب بالا افزود. کشورهای حومه خلیج فارس به خوبی آگاه هستند که ایران یک دشمن سازش ناپذیر و مصمم است. بنابراین، تهدیدات بعد از جنگ ایران، تأثیر دهشتناک و پیامدهای زیادی بر کشورهای حومه خلیج فارس خواهد گذاشت.

توانمندی نظامی کنونی ایران با پتانسیل اش برای رشد قدرت نظامی سنجیده می شود. ایران برای تبدیل شدن به قدرت منطقه ای برتر، اراده ملی، انگیزه، فرصت و توانمندی لازم را دارد.

اراده ملی ایرانی ها که در سازش ناپذیری شان در مواجهه با مشکلات تجلی یافت، با عملکرد دوران جنگ شان در شش سال آخر به اثبات رسید. ایران انگیزه های محکم و معتبری برای اعمال قدرت نظامی اش دارد. مجازات عراق و توسل به دکترین جهاد برای گسترش انقلاب اسلامی از این جمله اند.

توانمندی نظامی بالقوه ایران دارای سه مولفه مهم قدرت جنگی، پایه درآمد و جمعیت زیاد است. قدرت جنگی ایران به خوبی در طی جنگ با عراق به اثبات رسید و پتانسیل رشد قدرت نظامی اش نیز مشهود است. اگر ایران یک مبنای لجستیکی مهم را توسعه می داد یا به حمایت لجستیکی قابل اعتمادی متکی می شد، می توانست قدرت بی همتایی در منطقه داشته باشد.

ایران همچنین یک مبنای درآمد اتکاپذیری در تولید نفت دارد. همانطور که خاطرنشان شد، به رغم اقدامات عراقی ها، ایران قادر بود تولید نفت زمان جنگش را به سقف اوپک افزایش دهد. فارغ از هزینه های زمان جنگ، پایه درآمدی ایران، توانایی خرید و قدرت مالی مشروع آن را افزایش خواهد داد.

ایران همچنین یک جمعیت مذکر بزرگ و رو به رشد نظامی دارد. همان طور که در جداول پیشین ذکر شد، ایران تقریباً 45 میلیون نفر جمعیت دارد1 که از این میان 21 میلیون نفر جوانان بین 15 و 25 سال هستند.

جمعیت ایران سالانه حدود 3درصد رشد می کند. به عبارت دیگر، سالانه نزدیک به 600هزار جوان مذکر به این ارتش اضافه می شود. بیش از 2میلیون جوان تا پایان 1984 تجربه مبارزه نظامی داشتند. این آمار، 3برابر کشورهای حومه خلیج فارس بود. فقط 500هزار نفر از اینها که عمدتاً عراقی بودند تجربه نظامی داشتند. افزون بر این، میزان سواد ایرانی ها با 50درصد، بالاترین میزان در میان کشورهای حومه خلیج فارس بعد از کویت است.

در برابر ایران، ایالات متحده استراتژی های متعددی را می تواند اعمال کند. از جمله مهمترین این استراتژی ها، حفظ یک ایران بدون متحد است. روسیه دشمن سنتی ایران به شمار می آید و مادامی که ایران یک سیاست خارجی مستقل اتخاذ کرده و آن را حفظ می کند، ایران به عنوان سپری برای توسعه طلبی شوروی به جنوب عمل خواهد کرد. همچنین، اگر شورای همکاری خلیج فارس در برابر نفوذ ایران مقاومت کند، ایران چه بسا توانمندی نظامی اش را به سمت اشغالگری شوروی و تعدی به افغانستان، به عنوان خطر فراروی اسلام و ایران تغییر بدهد.

سرانجام، توصیه می شود قبل از اینکه شوروی دست به حمله بزند، یک پیمان دفاعی با ایران منعقد بشود. چنین پیمانی می تواند هر محدودیتی را که ایران اعمال می کند مهار کند، البته به شرط آنکه قبل از تجاوز شوروی، ایران حمایت لجستیکی ایالات متحده را بپذیرد.1 پتانسیل نظامی واقعی ایران به برتری متقابل ایالات متحده منجر خواهد شد بدون اینکه منطقه به خطر بیفتد. همچنین از توسعه طلبی شوروی در منطقه جلوگیری خواهد کرد.

البته چنین سطحی از عادی سازی روابط را، با توجه به پیشینه خصومت مردم ایران با ایالات متحده (پاورقی جا افتاده) نباید آسان تلقی کرد. با این حال، احتمال دارد این کشور رهیافت عمل گرایانه تری در سیاست دفاعی اش به هنگام مواجهه با تهدید شوروی اتخاذ کند.

یادآوری این نکته نیز حایز اهمیت است که همان طور که نیروی بالقوه ایران می تواند به راحتی به نفع شوروی تغییر جهت بدهد می تواند به سمت ایالات متحده نیز تغییر جهت بدهد. اگر خواهان جلوگیری از نفوذ شوروی در منطقه هستیم، به نفع ماست که با ایران کنار بیاییم.

یادداشت ها

195

モャャι癬

ハヌ葹晏ヌ

沅侨跐

1. .15 .p ,)1982 srehsilbuP regearP : .C .D notqnihsaW( ,delt.tablnE malsI :raW qarI-narI ehT ,nommurG .R nehpetS

2. .579 ,648 ,545 .p ,ytilibatS cigetartS rof hcraeS eht dna fluG ehT ,namsedroC .H ynohtnA

3. .650 .p .dibI

4. .549 .p .dibI

5. .15 .p ,raW qarI-narI ,.nommurG .R nehpetS

6. .D4h .p ,ytilibatS cigetartS-rof hcraeS eht dna fluG ehT ,namsedroC .H ynohtnA

7. .545 .p .dibI

8. .155 .p ,)1979 ,eciffO qnitnirP, tnelnnrevoG s.u : .C .D notgnihsaW( , yduts yrtnuoc-A :qarI ,sde,htims yrneH yevraH dna poryN .F drahciR

9. .36" .p ,yduts yrtnuoc A :narI ,.de ,poryN .F drahciR

01. 25.ooyduts yrtnuoc-A :qarI ,sde,htims yrneH yevraH dna poryN .F drahciR1

11. .743 ,756 .pp ,namsedroC .H ynohtnA yb ytilibatS cigetartS rof hcraeS eht dna fluG ehT morf nekat era 1.4 dna ,2.3 ,1.3 elbaT ni ataD

21. .1 .p ,.nrobeR dna deyavaH ,namkciH ees os1A .732 ,728 .pp ,ytilibatS cigetartS rof hcraeS eht dna fluG ehT ,namsedroC .H ynohtnA

31. .649 .p ,ytilibatS cigetartS rof hcraeS eht dna fluG ehT ,namsedroC .H ynohtnA

41. .25 .p raW qarI-narI ehT ,nommurG .R nehpetS ,oslA ;651 .p ,dibI

51. .640 .p ,ytilibatS cigetartS rof hcraeS eht dna fluG ehT ,namsedroC .H ynohtnA

61. .663 .p ,.dibI

71. .dibI

81. .dibI

91. .670 .p.dibI

02. .25 .P )2.S19 ,noitutitsnI sgnikoorb ehT : .c .D ,1notgnihsaW( ,:1982 ,ymrA nainarI : nrober dnA degavar ,namkciH .F mailliW

12. .1901 ,21 yraurbeF ,tsimonocE

22. .670 .p,ytilibatS cigetartS rof hcraeS eht dna fluG ehT ,namsedroC .H ynohtnA

32. .673 .p ,.dibI

42. .dibI

52. .dibI

62. .674 .p. dibI

72. .673 .p .dibI

82. .677 .p .dibI

92. .549 .p .dibI

03. .p ,1905 ,yraurbeF ,-sriaffA ngieroF ,"ecaeP rof hcraeS :tsaE elddim" ,nibuR yrrab dna .68 .p 1985 ,rebmeceD ,2105 rebmun ,85 loV ,.nitellub etatS fo tnemtrapeD

13.727 .12 ,.dibI .

23. .68 .p ,.dibI

33. .5-3 .PP ,1986 ,yraurbeF 21 ,lanoitanretnI tsaE elddiM ",fluG eht sekahS thqiE nwaD" ,nesnaJ .H.G

43. .1 .P ,nrobeR dna degavaR ,nainkciH .F mailliW

53. .16 .p ,.dibI

63. .49 .P ,noituloveR cimalsI eht dna narI : shallotayA eht fo ngieR ehT ,hsahkab.P luahS

73. .50 .p r.dibI

83. .51 .p ,.dibI

93. .7 .P nrobeR dna degavaR , namkciH .F mailliW

04. .146-.145 .pp ,) ;1982 .skoob noehtnaP :kroY weN,(yrots dlotnU eht :narI ,lakieH demmahoM

14. .retfaereht syad.larves rof dna tfel hahS eht yad eht tropriA nareheT rof ytiruces dedivorp reciffO detiC . ymra .s.u ,reyoB kraM JAM htiw weivretnI

14. lE .P ,nroheR dna deyavaR ,namkciH .F mailliW.

34. .9 .p ,.dibI

44. .9 .P ".narI fo cilbupeR cimalsI eht ni scitiloP dna yratiliM" ,rassetnE redaN

54. .11 .P ,namkciH dna ,.10 .p ,.dibI

64. 1 .P ".narI fo cilbupeR cimalsI eht ni scitiloP dna yratililm" ,rassetnE redaN0

74. .11 .p ,.nrobeR dna degavaR ,iramkciH .F mailliW

84. .12 .p ,.dibI

94. .dibI

05. fo cilbuper eht fo noitutitsnoC eht fo tcartxE

.15 .p ",narI fo cilbupeR cimalsI eht ni scitiloP dna ,rassetnE redaN ni dehsilbup sa ,narI

15. .12 .p ,.nrobeR dna degavaR ,nainkciH .F mailliW

25. .14 .P ",narI fo cilbupeR ciinalisI eht ni scitiloP dna gratiliM" ,rassetnE redaN

35. 84 .14 .p ,nrobeR dna degavaR ,namkciH .F mailliW

45. yliaD ,ecivreS noitamrofnI tsacdaorb laredeF

13 .p ,namkciH ni dehsilbup 5a .13R .P ,1979 ,9 rebotcO ,aerA tsaE elddiM :tropeR.

55. .rebmuN egaP oN , .1982 ,sserP doowneerG :tucitcennoC ,trop.tseW( ,.de ,leirbaG J drahciR ,tnemssessA tabmoC A ,tsaE elddiM eht ni stsinogatna:seimrA gnithgiF "narI" ,thguov danoD

65. .2.3 ,1.3 elbaT eeS

75. .2.3 ,1 .3 elitaT eeS

85. .734,2.73 . P ytilibatS cigetartS rof hcraeS eht dna fluG ehT ,namsedroC .H ynohtnA

95. .'tnemyolpeD fo soiranecS' deltitne r noitceS ,rebmun egap oN ,"narI" ,thguov danoD

06. 17 .P ",narI fo cilbupeR cimalsI eht ni scitiloP dna yratiliM" ,rssatnE redan.

16. .15.'F ,.dibI

برچسب ها :

نام*
ایمیل*
نظر*


© 1397 کلیه حقوق محفوظ است | طراحی وب سایت
x - »